سيد حسين مدرسى طباطبائى ( گردآورى )
21
قم نامه ( مجموعه مقالات ومتون درباره قم ) ( فارسى )
- با عناوين « حاكم و سردار قم ، صاحب اعظم ، سپهسالار عراق » « 1 » و در كتابهء بناهايى از همين دوره با اوصاف : « المولى المخدوم المطلق المطاع ، الشهريار الاعدل الاعلم ، خليفة العرب و العجم ، صاحب السيف و القلم ، حافظ البلاد ناصر العباد ، مدبر امور المملكة و خلاصة تركيب الماء و الطين . . « 2 » اعز اللّه انصاره و ضاعف اقتداره » « 3 » از وى ياد مىشود . خواجه با فرمانروايى و نفوذ و اقتدارى كه در عراق عجم داشت ، در كشمكشها و منازعات بيرون از اين محدوده نيز دخالت مىنمود كه نمونهاى از آن را اولياء اللّه آملى چهار سال پس از وقوع آن به اين ترتيب ثبت نموده است : « فتح قلعهء قوسين به دست ملك جلال الدوله اسكندر . در تاريخى كه ذكر آن خواهد رفت امراى ايغور مثل امير كبير پير احمد و اميرزاده بندك اروم قيا و امير عبيده و امير حسن لاذى و غيرهم به مخالفت ملوك اعاظم - عظم اللّه قدرهم - باهم اتفاق كردند به نيت آنكه قلعهء قوسين را به دست فرو گيرند و دست نواب ملوك اعاظم - عظم اللّه جلالهم - از رى و نواحى آن كوتاه گردانند . موكب همايون ملك اعظم جلال الدوله - عزت انصاره - در اين وقت به مباركى به موضع واريان مسكن ساخته بود ، از آنجا نهضت نموده در كرج نزول فرمود و جماعت اتراك لشكرگران جمع كرده بودند و به حاكم و سردار قم استظهار جسته و از آنجا « عقد مكابا » نام كه از رئيس زادگان اصفهان بود و « ركن كرد » كه از برنا پيشگان اصفهان بود و در قم
--> معمول بوده است چنانكه نظير آن در مورد خواجه على اصيل نيز عينا ديده مىشود . ( 1 ) . تاريخ رويان : 195 - 196 / تاريخ طبرستان : 81 . ( 2 ) . كتابهء مزار خديجه خاتون ياد شدهء پيش ( تربت پاكان 2 : 204 ) . ( 3 ) . كتابهء بناى خاكجاى خواجه اصيل الدين ( مأخذ پيش 2 : 54 ) .